ادل دانش آموز دبیرستانی است که شروع به کشف خود به عنوان یک زن کرده است. او با مردان قرار ملاقات میگذارد اما از نظر جنسی رضایتی از آنها پیدا نمیکند و توسط یک دوست زن که او تمایل دارد طرد میشود. او رویای چیز دیگری را می بیند. او با اما ملاقات می کند که دختری آزاده است که دوستان ادل او را به دلیل تمایلات جنسی او رد می کنند و با همراهی بیشتر ادل را رد می کنند. رابطه او با اما به چیزی فراتر از دوستان تبدیل می شود زیرا او تنها فردی است که می تواند خود را آشکارا با او بیان کند. ادل و اما با هم پذیرش اجتماعی، تمایلات جنسی و طیف عاطفی رابطه بلوغ خود را بررسی می کنند.
یک دلقک از نظر اجتماعی ناتوان برای استخدام - آرتور فلک آرزو دارد که یک کمدین استندآپ در میان شغل کوچکش باشد که در لباس یک دلقک که تابلویی برای تبلیغات در دست دارد کار می کند. او از مادرش، پنی فلک، مراقبت می کند و همانطور که درباره بیماری روانی خود بیشتر می آموزد، در مورد گذشته خود نیز بیشتر می آموزد. او که با تمام منفیها و قلدریهای جامعه برخورد میکند، روی یک مارپیچ به سمت پایین حرکت میکند و به نوبهی خود نشان میدهد که چگونه آلتر ایگوی او، «جوکر» به وجود آمده است.
در آینده ای نزدیک در اطراف غرب میانه آمریکا، کوپر، یک مهندس و خلبان سابق علمی، با دخترش مورف و پسرش تام به زمین کشاورزی خود گره خورده است. همانطور که طوفان های شن ویرانگر محصولات زمین را ویران می کند، مردم زمین متوجه می شوند که زندگی آنها در اینجا رو به پایان است، زیرا غذا شروع به تمام شدن می کند. در نهایت به یک N.A.S.A. پایگاه 6 ساعت از خانه کوپر، به دلیل هوش علمی کوپر و توانایی هدایت هواپیما بر خلاف سایر خدمه، از او خواسته می شود تا به همراه چند دانشمند دیگر به یک ماموریت جسورانه در یک کرم چاله برود. برای یافتن خانه ای جدید در حالی که زمین در حال زوال است، کوپر باید تصمیم بگیرد که یا بماند، یا اینکه دیگر هرگز فرزندانش را نبیند تا با یافتن سیاره قابل سکونت دیگری، نسل بشر را نجات دهد.