بازرسان Velarde و Alfaro باید چیزی را پیدا کنند که به نظر می رسد یک قاتل زنجیره ای است. این شکار بدون ساعت باعث می شود آنها متوجه چیزی شوند که هرگز به آن فکر نمی کردند: هیچ یک از آنها با قاتل تفاوتی ندارد.
یک مادر مجرد و سخت کوش و همسر یک راننده فراری که در شرف آزادی است، توسط مردی بی ادعا و مهربان که کاملاً از انگیزه های غیرقابل درک و کاملاً کشنده خود بی خبر است، به سراغش می آید.
1973. اروگوئه توسط یک دیکتاتوری نظامی اداره می شود. در یک شب پاییزی، سه زندانی توپامارو در یک عملیات نظامی مخفیانه از سلول های زندان خود گرفته می شوند. دستور دقیق است: "چون نمی توانیم آنها را بکشیم، بیایید آنها را دیوانه کنیم."
یک سیاستمدار اسپانیایی که سبک زندگی باکلاسش مبتنی بر مشاغل شرورانه و غیرقانونی است، پس از افشای یک روزنامه در معرض دید عموم، تهدید می کند که کل حزب خود را به هم می زند.