تاچیبانا می هیچ دوست پسری نداشته و حتی نتوانسته دوست پسری پیدا کند. یک روز او کوروساوا یاماتو، محبوب ترین پسر مدرسه را زخمی می کند و بنا به دلایلی یاماتو به او علاقه مند می شود.
سائه متوجه می شود که احساسات عاشقانه ای نسبت به دوست دوران کودکی خود کوکی دارد. اما دختران دیگر نیز همین توجه را به او دارند، پس کوکی چه کسی را انتخاب خواهد کرد؟
خدمه یک کشتی فضایی متوجه می شوند که ممکن است یک شیاد بدخواه در بین آنها وجود داشته باشد. اما آنها نمیدانند چه کسی میتواند باشد، بنابراین یک استراتژی ناامیدکننده برای بیرون راندن متجاوز تنظیم میشود.
فوتارو اوسوگی، با خانوادهاش در بدهیهای عمیق، یک شغل پردرآمد را میپذیرد که با همکلاسیهای پنجگانهاش کمتوان میشود تا به آنها کمک کند تا از دبیرستان فارغالتحصیل شوند.
در سال 2012، ظاهراً جهان به دست یک ویروس ساخت بشر به پایان می رسد، که جمعیت جهانی را ویران می کند و تنها کودکان را دست نخورده باقی می گذارد. در این زمان است که خون آشام ها از فرورفتگی های زمین بیرون می آیند.
ننامی پس از فرار پدرش به دلیل بدهی، بی خانمان می ماند. هنگامی که او مردی به نام Mikage را از دست سگ ها نجات می دهد، او خانه خود را به او می دهد که معلوم می شود زیارتگاه است و او به خدای جدید تبدیل می شود.