برلین خدمه خود را در سویل برای یک کلاهبرداری مفصل که یک دوک قدرتمند و همسرش را هدف قرار می دهد که در تلاش برای باج گیری از او اشتباه کرده اند، جمع می کند. نقشه آنها شامل جعل سرقت یک تابلوی گرانبها به عنوان پوشش است.
جان کریزی، یک مزدور سابق مجروح را دنبال میکند تا انتقام از دست دادن تنها همراهش را بگیرد، در حالی که از دختر همکار مردهاش در برابر نیروهایی که خانوادهاش را متلاشی کردهاند، دفاع میکند.
مدیر کیم یک سرپرست معمولی یک خانواده با یک دختر بود و به عنوان یک شهروند کوچک زندگی می کرد. او برای یافتن دخترش که همه چیز اوست، رازی را فاش می کند که هرگز نباید برای جهانیان فاش شود.
یک جراح مغز و اعصاب شرمسار در حالی که با گذشته تاریک خود روبرو می شود، جراحی های غیرقانونی انجام می دهد. هنگامی که او با مربی سابق خود ملاقات می کند، نبرد قدرت و انتقام آشکار می شود زیرا او مرزهای اخلاقی را در تعقیب پیشرفت های پزشکی جابجا می کند.