یک نوجوان باردار از مادر بدسرپرست خود در جستجوی پدرش فرار می کند، اما نامادری او را طرد می کند و مجبور می شود در خیابان ها زنده بماند تا اینکه یک غریبه دلسوز جایگزین امیدوارکننده ای را ارائه می دهد.
یک هنرپیشه آمریکایی در توکیو که در تلاش برای یافتن هدف است، یک کنسرت غیرعادی را رقم می زند: کار برای یک آژانس "خانواده اجاره ای" ژاپنی، ایفای نقش های مستقل برای غریبه ها. او هدف، تعلق و زیبایی ارتباط انسانی را دوباره کشف می کند.
در یک حفاری باستان شناسی در شهر باستانی هاموناپترا، یک آمریکایی که در لژیون خارجی فرانسه خدمت می کند، به طور تصادفی مومیایی را بیدار می کند که شروع به ویران کردن می کند، زیرا او در جستجوی تناسخ عشق دیرینه اش است.