گروهی از سارقان بانک غارت خود را در خودروی خانواده ای که در حال کمپینگ بودند پنهان می کنند. آنها خانواده را تعقیب می کنند تا آنها را بکشند و غارت را پس بگیرند، اما با هم درگیر می شوند.
لوقا جان خود را به خطر می اندازد تا پولس را که در زندان رومی تحت حکومت نرون اسیر است ملاقات کند. آنها با هم در برابر یک امپراتور مصمم و ضعف های روح انسانی مبارزه می کنند تا انجیل را زندگی کنند و پیام را به مردم منتقل کنند.
رنی کری (کاویزل) برای انتقام از مرگ همسرش که توسط یک قاتل زنجیرهای کشته شده بود، دست به یک جنایت تشنه به خون میزند - مردی که با استفاده از الدورادو خود در سال 72 زنان را شکار کرده و میکشد.