لورل هستر، ستوان پلیس نیوجرسی و شریک خانوادگی ثبتشدهاش استیسی آندری، زمانی که او به سرطان پایانناپذیر مبتلا میشود، برای تأمین مزایای بازنشستگی او مبارزه میکنند.
داستان دو کودک را روایت می کند که پنجاه سال از هم جدا شده اند. در سال 1927، رز به دنبال بازیگری می گردد که زندگی او را در دفترچه خود شرح می دهد. در سال 1977، بن از خانه فرار می کند تا پدرش را پیدا کند.
ایولین و پسر غافلش زیگی به دنبال جایگزینی برای یکدیگر می گردند، در حالی که اولین ناامیدانه تلاش می کند تا یک نوجوان بی ادعا را در پناهگاه خود تربیت کند، در حالی که زیگی در تعقیب یک زن جوان باهوش در مدرسه دست و پا می زند.
اینگرید و مارتا در جوانی دوستان صمیمی بودند، زمانی که با هم در یک مجله کار می کردند. پس از سال ها دوری از ارتباط، آنها دوباره در یک موقعیت شدید اما به طرز عجیبی شیرین ملاقات می کنند.
یک تیم تحقیقاتی به جزیره پارک ژوراسیک سایت B فرستاده می شود تا دایناسورها را در آنجا مطالعه کنند، در حالی که یک تیم InGen با دستور کار دیگری نزدیک می شود.
زندگی یک شوهر میانسال زمانی که همسرش از او تقاضای طلاق می کند، به طرز چشمگیری تغییر می کند. او به دنبال یافتن مردانگی خود با کمک یک دوست تازه یافته به نام جیکوب است که یاد می گیرد دختران را در بارها ببرد.
کیت در حالی که در دره اکو، مکانی دورافتاده و دیدنی، هنگام داشتن و آموزش اسب با یک تراژدی شخصی روبهرو میشود، زمانی که دخترش، کلر، ترسیده، لرزان و پوشیده از دره دیگران به آستان او میرسد...