داستان سه مومیایی را دنبال میکند که به لندن امروزی میرسند و در جستجوی حلقهای قدیمی متعلق به خانواده سلطنتی که توسط باستانشناس جاهطلب لرد کارنابی دزدیده شده، سفری را آغاز میکنند.
تاد، کارگر ساختمانی، میخواهد یک باستانشناس مشهور شود. او این فرصت را پیدا می کند تا به دنبال شهر گمشده اینکاها در پرو بگردد، جایی که طلا در آن پنهان شده بود. او با دختر/دستیار ناز پروفسور آشنا می شود. شرورها آنها را تعقیب می کنند.
تاد به طور تصادفی یک طلسم باستانی را رها می کند و زندگی دوستانش مومی، جف و بلزونی را به خطر می اندازد. در حالی که همه علیه او هستند و تنها با کمک سارا، او برای پایان دادن به نفرین مومیایی وارد ماجراجویی می شود.