تاچیبانا می هیچ دوست پسری نداشته و حتی نتوانسته دوست پسری پیدا کند. یک روز او کوروساوا یاماتو، محبوب ترین پسر مدرسه را زخمی می کند و بنا به دلایلی یاماتو به او علاقه مند می شود.
در آیندهای دور، انسانها "ساکنان غیرقانونی" اعلام میشوند و توسط روباتهای قاتل تا انقراض نزدیک شکار میشوند. روزی گروهی از لاشخوران انسان با مردی عجیب به نام کیلی مواجه می شوند که شاید کلید بقای بشریت باشد.
دختری کوکوری سان را احضار می کند، روحی که به عنوان مردی خوش تیپ با موهای سفید ظاهر می شود. او که در ابتدا قصد داشت او را تعقیب کند، پس از اینکه متوجه شد که او فقط فنجان رامن می خورد، برای محافظت می ماند.