چلیوس با یک اوباش چینی روبرو می شود که قلب تقریباً نابود نشدنی او را دزدیده و آن را با یک تیک تیک باطری جایگزین کرده است که برای ادامه کار نیاز به تکان های منظم برق دارد.
پسر جهنمی و یک تازه کار B.P.R.D. مامور در دهه 1950 به آپالاچیان فرستاده می شود، جایی که آنها یک جامعه دورافتاده را کشف می کنند که تحت سلطه جادوگران است و توسط شیطان محلی شیطان صفت، مرد کج، رهبری می شود.