یون یانگ زنی است که با زیبایی بسیار لعنت شده است. هر جا می رود، تحسین ناخواسته مردان و حسادت زنان را به دنبال دارد. یک روز، یکی از ستایشگران تعقیب کننده او به محل او حمله می کند.
لوفی و دزدان دریایی او نمی توانند صبر کنند تا سوار کشتی پر زرق و برق شهر گناه معروف به Gran Tesoro شوند، اما به زودی خود را در بالای سر خود می بینند.
Maigret قتل های تصادفی یک کنتس و یک دختر نمایشی را بررسی می کند و راز تاریکی را کشف می کند که زندگی گذشته آنها را در هتل بزرگ در نیس به هم مرتبط می کند.
اینگرید و مارتا در جوانی دوستان صمیمی بودند، زمانی که با هم در یک مجله کار می کردند. پس از سال ها دوری از ارتباط، آنها دوباره در یک موقعیت شدید اما به طرز عجیبی شیرین ملاقات می کنند.
دینا در دهکده ای در آبدره ای در شمال نروژ دهه 1860 بزرگ می شود. او در کودکی به طور تصادفی مادرش را می کشد و عشق پدر ثروتمندش را از دست می دهد. او بزرگ می شود تا یک زن باهوش، زیبا، وحشی و عجیب باشد. او با یک فرانسوی ثروتمند ازدواج می کند.