یک کودک بیگانه از دنیای در حال مرگ خود تخلیه می شود و به زمین فرستاده می شود تا در میان انسان ها زندگی کند. صلح او زمانی که سایر بازماندگان سیاره زادگاهش به زمین حمله می کنند به خطر می افتد.
در سال 1938، پس از ناپدید شدن پدرش در حالی که به دنبال جام مقدس بود، ایندیانا جونز دوباره خود را در برابر نازیها مییابد تا آنها را از دستیابی به قدرت آن بازدارد.
هنگامی که یک نوجوان از محله های فقیر نشین بمبئی در مورد عملکرد مشکوک خود در یک برنامه مسابقه بازجویی می شود، او رویدادهای مختلف گذشته خود را دوباره مرور می کند تا توضیح دهد که چگونه همه پاسخ ها را می دانست.
پس از اینکه رایلی جوان از زندگی غرب میانهاش ریشه کن میشود و به سانفرانسیسکو نقل مکان میکند، احساسات او، شادی، ترس، خشم، انزجار، و غم، در مورد بهترین نحوه هدایت در یک شهر، خانه و مدرسه جدید با هم اختلاف دارند.
دکتر رایان استون، مهندس اولین ماموریت فضایی خود، و مت کوالسکی، فضانوردی در آخرین سفر خود، پس از اینکه در حین راهپیمایی فضایی مورد اصابت زباله قرار گرفتند، باید در فضا زنده بمانند.
ثور که در سیاره ساکار زندانی شده است، باید با زمان مسابقه دهد تا به آسگارد بازگردد و راگناروک، نابودی جهانش را به دست تبهکار قدرتمند و بی رحم هلا، متوقف کند.
یک کلاهبرداری جوایز خیانتکار به دو مرد می پیوندد که در یک اتحاد ناآرام علیه نفر سوم در مسابقه ای برای یافتن ثروتی از طلا دفن شده در گورستانی دور افتاده.