دختری 16 ساله از اردوگاه به خانه برمی گردد و متوجه می شود که مادرش دوست پسر جدیدی دارد، دوست پسری که او قصد دارد با او ازدواج کند. مردی که جذابیت، هوش و زیبایی اش باعث می شود که انگار اصلا انسان نیست.
زنی از جنگ برمی گردد و با خانواده ای در نیویورک دوست می شود. گروهی از دزدها برای گرفتن اشیای با ارزش خانواده نقشه می کشند و او تنها چیزی است که بین آنها و زندگی آنها قرار دارد.
زن و شوهری بعد از اینکه همسرشان با کابوسهای شبانه مشکل پیدا میکند، به یک آپارتمان منزوی، مدرن و امن با دوربین مداربسته نقل مکان میکنند. با این حال، چیزی در ساختمان درست نیست.
ماریان، حدود سی سال پس از طلاق از یوهان، تصمیم می گیرد تا با همسر سابقش در خانه تابستانی اش ملاقات کند. او در میانه یک درام خانوادگی بین پسر یوهان از ازدواج دیگر و نوه اش می آید.
F.B.I سابق مامور (تامی لی جونز) و یک وکیل سابق اوباش در برنامه حفاظت از شاهدان (مورگان فریمن) باید رقابت کوچک خود را در زمین گلف کنار بگذارند تا از حمله اوباش جلوگیری کنند.
شوالیه آرن برای آخرین ماموریت علیه صلاح الدین فرستاده می شود. او باید در این نبرد پیروز شود، قبل از اینکه بتواند به خانه خود به سوئد برود و در نهایت با سیسیلیا خود ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد. اما صلح در خانه توسط دانمارکی ها تهدید می شود.
بر اساس یک داستان واقعی، پنج فارغ التحصیل کالج تصمیم می گیرند بهترین راه برای بازگشت به اقتصاد ناعادلانه و زندگی کردن به زندگی ای که همیشه می خواستند این است که از ثروتمندترین شیکاگو بدزدند و به خودشان بدهند.