ادی فرانک یک جنایتکار سابق است که سعی می کند با برقراری ارتباط مجدد با دخترش و تسویه بدهی برادرش به خانواده خود کمک کند. علیرغم تلاش هایش، او دوباره به یک شیوه زندگی جنایتکارانه کشیده می شود که پیامدهای ویرانگری دارد.
یک زن روسی در یک سایت دوستیابی با یک مرد مسن آشنا می شود. او با دخترش به آمریکا سفر می کند تا با مردی که یک میلیاردر منزوی است ازدواج کند. معلوم می شود که او یک روانی است که زندگی آنها را به جهنم زنده می فرستد.
بهترین دوستان متوجه می شوند که هواپیمای سقوط کرده در ته اقیانوس خوابیده است و ظاهراً مملو از ثروت است. ماجراجویان در جستجوی طعمه به راه افتادند. و همراه با آنها، لتیزیا پیوند خورده است، که هر دو دوست مخفیانه عاشق او هستند.
بعد از اینکه ملیسا و خانواده اش در برابر طوفان به دنبال سرپناهی می گردند، به دام می افتند. بدون هیچ نشانه ای از نجات، ملیسا متوجه می شود که او و دوست دخترش امی ممکن است با وحشت هایی که خانواده او را تهدید می کند ارتباط داشته باشند.
در یک بخش فرعی تقریباً متروکه در غرب هیوستون، یک نوجوان متعصب با همسایهای به همان اندازه خودخواه و نابخشوده خود، یک گاو سوار سالخورده که بهترین روزهای خود را در میدان مسابقه دیده است، میدود. این برخوردی است که هر دوی آنها را تغییر خواهد داد.