در فورت آپاچی، یک کاپیتان جنگی شرافتمند و کهنه کار زمانی که رژیمش تحت فرمان یک سرهنگ گرسنه جوان و شکوهمند و بدون احترام به قبیله محلی سرخپوستان قرار می گیرد، درگیری پیدا می کند.
یک افسر سواره نظام که در ریو گرانده مستقر شده است با آپاچی های مهاجم قاتل، پسری که سربازی ریسک پذیر است و همسرش که سال ها از او جدا شده است، مواجه می شود.
در سال 1863، یک لباس اتحادیه به پشت خطوط کنفدراسیون در می سی سی پی فرستاده می شود تا راه آهن های دشمن را نابود کند، اما یک زن زیبای جنوبی اسیر و پزشک واحد باعث ایجاد اصطکاک در صفوف می شوند.
شاین ها که از وعده های شکست خورده دولت ایالات متحده خسته شده اند، به سمت سرزمین های اجدادی خود می روند اما یک افسر سواره نظام دلسوز وظیفه دارد آنها را به محل رزرو خود بازگرداند.
در روزهای رو به پایان جنگ جهانی دوم، افسر محموله یک کشتی تدارکاتی نیروی دریایی از نقش آن دور از عملیات در مناطق پسآب اقیانوس آرام ایراد میگیرد، ناامیدی او زمانی افزایش مییابد که کاپیتان آن خدمه را به دلیل ناراحتیهای کوچک انکار میکند...