سفری حماسی از یک قهرمان جوان و راهنمایان روحی او، "دیلو" یک آرمادیلو بامزه و شوخ طبع و "واکا" یک تاپیر بزرگ و احمق، که برای نجات خانه خود در جنگل های بارانی دیدنی آمازون تلاش می کنند.
وقتی به واتارو یازده ساله گفته می شود که می تواند سرنوشت خود را با ورود به یک دروازه جادویی به دنیایی دیگر تغییر دهد، او از فرصت استفاده می کند. اما در تلاش برای یافتن برج ثروت و برآورده شدن هر آرزویی، او باید تمام سلام را به ذهنش خطور کند...
یک بیگانه دلتنگ سفینه فضایی خود را در نزدیکی جنگل رنگارنگ آفریقا فرود می آورد. دوستان حیوانی جدید او باید او را به کشتی خود برگردانند و قبل از اینکه پدر فاتح فضا بتواند سیاره را تصاحب کند، دوستی و سرگرمی را به او آموزش دهند.
دو خواهر و برادر هنگام بازدید از قبر پدرشان در حومه شهر مورد حمله یک زامبی قرار می گیرند. باربارا به یک خانه مزرعه فرار می کند. وقتی زامبی های بیشتری به بیرون می رسند، مردی کمک می کند تا خانه را سد کند.
پس از اخراج از یک مدرسه سنتی، یک دختر 7 ساله بیش فعال در موسسه ای پذیرفته می شود که به کودکان اجازه می دهد مستقل تر باشند و در آنجا درس هایی درباره همبستگی، همدلی و مسئولیت می آموزد.
شاهزاده باربارا مخفیانه عاشق شاهزاده ادوارد است. هنگامی که راسو کارمند پست اب زیرکاه از پادشاه می خواهد که او را با باربارا ازدواج کند، او فرار می کند. هیولای شیرین بوگی تمام تلاشش را می کند تا به باربارا کمک کند تا پادشاهی را نجات دهد.
اوگلی ها که به دنبال خانه ای جدید می گردند به دهکده زیبا و آرام اسملیویل ختم می شوند. متأسفانه اسملیویل یک مشکل بدبو دارد: زبالهدان محلی محل را خراب میکند. باید کاری کرد.
یک الف مغرور و برادر ارک خوشحال او باید یاد بگیرند که با هم کار کنند تا مانع از بازیابی یک سنگ جادویی توسط یک گروه ارک شیطانی شوند که به آنها قدرت تسلط بر جهان را می دهد.