زنی از زندان آزاد می شود، یک دزد بانک خبره که می خواهد سر و سامان بگیرد و مستقیم برود، اما افسر آزادی مشروط او و کارفرمای سابقش سعی می کنند او را وادار کنند تا یک سرقت دیگر انجام دهد.
در دهه 1980 لوئیزیانا، یک کارآگاه پلیس یک قاتل قراردادی را دستگیر می کند. او برای همراهی با همسر و نوزاد تازه متولد شده اش، به یک خبرچین تبدیل می شود و به سرنگونی قدرتمندترین سازمان جنایی جنوب کمک می کند.
یک پلیس مخفی می رود تا یک جنایتکار را پیدا کند و بکشد. با این حال، وقتی متوجه می شود که نیت تجاری ارباب جنایت خوب است و او چالش های خاص خود را دارد، باید قدم بعدی خود را تصمیم بگیرد و به ارباب جنایت کمک کند تا او را تغییر دهد...
ماتئوس 18 ساله برای فراهم کردن زندگی بهتر برای خانواده اش در کشور، شغلی را در یک انبار زباله در سائوپائولو برای رئیس جدیدش، لوکا، می پذیرد، اما در دنیای خطرناک قاچاق انسان گرفتار می شود.
یک پلیس سابق و شریک سابقش تصمیم می گیرند تا تحقیقات یک سری از قتل هایی را که به زندگی حرفه ای آنها پایان داد و آنها را شرمنده کرد، پیگیری کنند، زمانی که قتل های مشابه دوباره شروع می شود.
گروهی از کهنه سربازان قدیمی زندگی خود را برای دفاع از زن جوانی که در پست محلی خود در VFW پناه گرفته است، می گذارند، که از دست یک فروشنده مواد مخدر دیوانه و ارتش بی امان او از پانک های معتاد به مواد مخدر فرار می کند.
جرود کارمایکل اولین کارگردانی خود را انجام می دهد و در فیلم On the Count of Three نقش آفرینی می کند، یک فیلم کمدی تاریک درباره دو دوست صمیمی، وال (کارمایکل) و کوین (کریستوفر ابوت)، در آخرین روز زندگی شان.
از ابتدا تا انتها، این داستان دوستی بین چهار همسر عاقل خیابانی است که بدشان نمی آید از خشونت برای رسیدن به زندگی مورد نظرشان استفاده کنند. آنها به هیچ کس جز یکدیگر اعتماد ندارند، که برای موفقیت آنها به عنوان اوباش ضروری است.
دو مسافر و راهبر متوجه می شوند که مردی در کابین قطار شبانه آنها درگذشته است. آنها با یک شی مرموز در جعبه ای که مرد مرده حمل می کرد روبرو می شوند و همه آنها آرزو دارند برای خود نگه دارند.
یک محقق دانشگاه به دلیل کاهش بودجه اخراج می شود. او برای امرار معاش تصمیم به تولید مواد مخدر می گیرد و همکاران سابق خود را که با وجود مهارت در حاشیه جامعه زندگی می کنند، به خدمت می گیرد.