باربی و کن دوران زندگی خود را در دنیای به ظاهر کامل سرزمین باربی می گذرانند. با این حال، هنگامی که آنها فرصتی پیدا می کنند که به دنیای بیرون بروند، به زودی لذت ها و خطرات زندگی در میان انسان های معمولی را کشف می کنند.
جیمز، یک پلیس نیویورک، توسط مامور K یک آژانس دولتی مخفی استخدام می شود که حیات فرازمینی را بر روی زمین نظارت می کند. آنها باید با هم شیئی را که توسط یک شرور بین کهکشانی دزدیده شده است، بازیابی کنند.
هری پاتر وظیفه خطرناک و به ظاهر غیرممکن پیدا کردن و نابود کردن هورکراکس های باقی مانده ولدمورت را بر عهده دارد. هری باید بیش از هر زمان دیگری به رون و هرمیون تکیه کند، اما نیروهای تاریک آنها را تهدید می کنند که آنها را از هم جدا کنند.
در حالی که هری پاتر ششمین سال تحصیل خود را در هاگوارتز آغاز می کند، کتابی قدیمی را کشف می کند که به عنوان "مالکیت شاهزاده دورگه" مشخص شده است و شروع به یادگیری بیشتر در مورد گذشته تاریک لرد ولدمورت می کند.
هنگامی که وودی توسط یک کلکسیونر اسباببازی دزدیده میشود، باز و دوستانش برای نجات وودی قبل از تبدیل شدن به موزه اسباببازی با باند جمعآوری اش جسی، پروسپکتور، و بولسی، وارد یک ماموریت نجات میشوند.
در دنیایی که جهشیافتهها (انسانهای فوقالعاده تکاملیافته) وجود دارند و مورد تبعیض قرار میگیرند، دو گروه برای یک درگیری اجتنابناپذیر تشکیل میشوند: اخوان برتریطلب و مردان ایکس صلحطلب.
پس از فارغ التحصیلی از دانشگاه اموری، دانشجو و ورزشکار برتر کریستوفر مک کندلس دارایی خود را رها می کند، کل حساب پس انداز خود را به مبلغ 24000 دلار به امور خیریه می دهد و برای زندگی در بیابان به آلاسکا می رود.
در حالی که هشدار آنها در مورد بازگشت لرد ولدمورت مورد تمسخر قرار می گیرد، هری و دامبلدور مورد هدف مقامات جادوگر قرار می گیرند زیرا یک بوروکرات مستبد به آرامی قدرت را در هاگوارتز به دست می گیرد.
یک موجود سیاهپوست عجیب از دنیایی دیگر با پیتر پارکر پیوند میخورد و باعث آشفتگی درونی میشود، زیرا او با شروران جدید، وسوسهها و انتقامگیری مبارزه میکند.
هنگامی که یک کوسه قاتل عظیم در یک جامعه ساحلی در لانگ آیلند هرج و مرج ایجاد می کند، این وظیفه رئیس پلیس محلی، یک زیست شناس دریایی و یک دریانورد قدیمی است که این جانور را شکار کنند.