آن، یک یتیم 11 ساله تخیلی، به اشتباه فرستاده میشود تا با کاتبرتها زندگی کند، خواهر و برادرهای مسنی که میخواستند پسری در مزارعشان کمک کند. با وجود سوء تفاهم اولیه، جذابیت و روحیه آن در نهایت آنها را به دست آورد...
دو پسر دبیرستانی، مائو و هیساشی، قوانینی را برای حفظ مرزها در حالی که در یک اتاق خوابگاه مشترک هستند، تعیین کردند. اما پیمایش دوستی، تمایلات جنسی و حریم خصوصی پیچیده است زیرا آنها یاد میگیرند که برخی چیزها را نمیتوان به راحتی وعده داد.
سیئل در مورد مدرسهای معتبر تحقیق میکند که در آن دانشآموزان، از جمله خانواده سلطنتی گم میشوند. او مخفیانه ثبت نام می کند در حالی که سباستین به عنوان یک خانه دار می پیوندد تا حقیقت شوم را کشف کند.
ریوئیچی نوجوان باید از برادر کوچکش کوتارو مراقبت کند. رئیس آکادمی به آنها پناه می دهد اگر ریوئیچی برای معلمانی که اکنون کمبود کارکنان دارند، از کودک نگهداری کند. ریوئیچی کوتارو و تعدادی کودک نوپا پویا را شعبده بازی می کند.
وقتی به واتارو یازده ساله گفته می شود که می تواند سرنوشت خود را با ورود به یک دروازه جادویی به دنیایی دیگر تغییر دهد، او از فرصت استفاده می کند. اما در تلاش برای یافتن برج ثروت و برآورده شدن هر آرزویی، او باید تمام سلام را به ذهنش خطور کند...
کیوتارو که مجذوب این وحشت شده است، خیال پردازی می کند که بر اساس افکار پیچ خورده خود به ضرر همکلاسی هایش عمل کند. قلبش تاریک بود تا اینکه در یک داستان کلاسیک پسر با دختر ملاقات کرد، جرقه ای در درون آنا روشن شد.
وقتی ساساکیبارا کوئیچی به مدرسه جدیدی منتقل می شود، می تواند چیزی ترسناک را در فضای کلاس جدید خود احساس کند، رازی که هیچ یک از آنها درباره آن صحبت نمی کنند. در مرکز، دختر زیبای میساکی می قرار دارد.
حول محور فوتابا می چرخد، دختری که در دوران راهنمایی عاشق پسری به نام کو تاناکا بود. با این حال، کار نکرد زیرا او منتقل شد، اما در دبیرستان، وقتی دوباره او را ملاقات می کند، دنیای او یک بار دیگر تغییر می کند.
گروهی از قهرمانان برای نابودی کلویتس، پادشاه جانوران، به راه افتادند. اما آنها در یک توطئه برای از بین بردن جهان تصادف می کنند و باید به Clevatess برای کمک به آنها تکیه کنند.
یک سال قبل از اینکه یومکو جابامی سالنهای مقدس آکادمی خصوصی هیاککو را زینت بخشد، مری سائوتوم کار خود را در مدرسه معتاد به قمار شروع کرد. آیا این دختر معمولی می تواند از طریق هوش و شانس به داستان سرسخت خود برسد؟
بایرون سیتی یک شهر مگا شناور در اقیانوس آرام است. شو مرد جوانی است که در شهر زندگی می کند و یک شرکت نظامی خصوصی را اداره می کند که توسط شیطان کیسارا حمایت می شود.
پسری انگشت طلسم شده یک غول را میبلعد و با اینکار خود او دچار این نفرین میشود. حالا او برای خلاصی از این نفرین وارد یک مدرسه میشود تا بتواند بقیه اعضای بدن غول را پیدا کند و طلسم را از روی خود بردارد.