وارثی که در روز عروسی شوهرش را از دست داده بود با مردی مرموز آشنا می شود که دقیقاً شبیه او است. مسیرهای آنها همچنان در دنیای پرمخاطره کنگلومراها در حال عبور است.
وقتی یک نجیب زاده بیوه چوسون ربوده می شود و در چاهی پرتاب می شود، معلوم می شود که این چاه دروازه ای برای سئول امروزی است. او خارج از عنصر خود، با یک چابول سرد که دقیقاً شبیه شوهر متوفی اش است، وارد ازدواج می شود.
ننامی پس از فرار پدرش به دلیل بدهی، بی خانمان می ماند. هنگامی که او مردی به نام Mikage را از دست سگ ها نجات می دهد، او خانه خود را به او می دهد که معلوم می شود زیارتگاه است و او به خدای جدید تبدیل می شود.
برلین خدمه خود را در سویل برای یک کلاهبرداری مفصل که یک دوک قدرتمند و همسرش را هدف قرار می دهد که در تلاش برای باج گیری از او اشتباه کرده اند، جمع می کند. نقشه آنها شامل جعل سرقت یک تابلوی گرانبها به عنوان پوشش است.
بیل، ساکن یک بیمارستان دولتی، ماه ها زندگی خود را وقف دکتر شدن کرده است. اعتصاب عمومی در اعتراض به کاهش بهداشت عمومی بیل و ساکنان به فکر حمایت از اعتصاب هستند که می تواند عواقب مرگبار داشته باشد...
وقتی یوکی با یک غریبه خوش تیپ آشنا می شود که به او در قطار کمک می کند، چه نوع رابطه ای شکوفا می شود؟ آیا این می تواند چیزی واقعی باشد؟ یا این احساسات با برف آب می شوند؟
زندگی سیون در دوازدهمین سالگرد تولدش وقتی به یک فراری به نام نظامی کمک می کند، زیر و رو می شود. چهار سال بعد، مسیرهای آنها دوباره با هم تلاقی میکنند، زیرا Sion رازهای تاریک پنهان در شهر آرمانشهر شماره 6 را آشکار میکند.