ریوئیچی نوجوان باید از برادر کوچکش کوتارو مراقبت کند. رئیس آکادمی به آنها پناه می دهد اگر ریوئیچی برای معلمانی که اکنون کمبود کارکنان دارند، از کودک نگهداری کند. ریوئیچی کوتارو و تعدادی کودک نوپا پویا را شعبده بازی می کند.
کیوتارو که مجذوب این وحشت شده است، خیال پردازی می کند که بر اساس افکار پیچ خورده خود به ضرر همکلاسی هایش عمل کند. قلبش تاریک بود تا اینکه در یک داستان کلاسیک پسر با دختر ملاقات کرد، جرقه ای در درون آنا روشن شد.
داستان آن در سال 1348 در طول مرگ سیاه، مرگبارترین بیماری همه گیر در تاریخ بشر، به بررسی موضوعات به موقع سیستم های طبقاتی، جنگ قدرت و بقا در زمان همه گیری می پردازد.
سالهای دانشآموز چهارشنبه آدامز را دنبال میکند، زمانی که او تلاش میکند بر توانایی روانی در حال ظهور خود مسلط شود، یک ولگردی و قانونی شکنی قتل را خنثی کند و معمایی که پدر و مادرش را درگیر کرده بود، حل کند.
حول محور فوتابا می چرخد، دختری که در دوران راهنمایی عاشق پسری به نام کو تاناکا بود. با این حال، کار نکرد زیرا او منتقل شد، اما در دبیرستان، وقتی دوباره او را ملاقات می کند، دنیای او یک بار دیگر تغییر می کند.
بایرون سیتی یک شهر مگا شناور در اقیانوس آرام است. شو مرد جوانی است که در شهر زندگی می کند و یک شرکت نظامی خصوصی را اداره می کند که توسط شیطان کیسارا حمایت می شود.
پس از پیدا شدن یک عروسک قدیمی چاکی در یک حیاط حومه شهر، یک شهر ایده آل آمریکایی در هرج و مرج قرار می گیرد و یک سری قتل های وحشتناک شروع به افشای ریاکاری ها و اسرار شهر می کند.