فوتارو اوسوگی، با خانوادهاش در بدهیهای عمیق، یک شغل پردرآمد را میپذیرد که با همکلاسیهای پنجگانهاش کمتوان میشود تا به آنها کمک کند تا از دبیرستان فارغالتحصیل شوند.
در سال 2012، ظاهراً جهان به دست یک ویروس ساخت بشر به پایان می رسد، که جمعیت جهانی را ویران می کند و تنها کودکان را دست نخورده باقی می گذارد. در این زمان است که خون آشام ها از فرورفتگی های زمین بیرون می آیند.
ننامی پس از فرار پدرش به دلیل بدهی، بی خانمان می ماند. هنگامی که او مردی به نام Mikage را از دست سگ ها نجات می دهد، او خانه خود را به او می دهد که معلوم می شود زیارتگاه است و او به خدای جدید تبدیل می شود.
وقتی یوکی با یک غریبه خوش تیپ آشنا می شود که به او در قطار کمک می کند، چه نوع رابطه ای شکوفا می شود؟ آیا این می تواند چیزی واقعی باشد؟ یا این احساسات با برف آب می شوند؟
داستان مردی که درگیر ارتباط با انسان هاست. مرد احساس می کند از هر چیزی که یک انسان را واقعاً انسان می کند، کاملاً جدا شده است. یک پرتره واقعاً دلخراش از شکستگی، از اینکه چقدر قابل ربط است، ترسناک تر شده است.
Tomoro Tenma در جهانی زندگی می کند که در آن افکار و احساسات انسانی، معروف به e-Pulse، دستگاه های هوش مصنوعی به نام Sapotama را تقویت می کند. اما زمانی که دیجیمون از ساپوتاما و تغذیه از e-Pulse شروع میکند، جامعه شروع به شکستگی میکند.