دوقلوهای همسان در بدو تولد از هم جدا می شوند، یکی مکانیک خیابانی می شود و دیگری رهبر ارکستر کنسرت کلاسیک تحسین شده. سرانجام در بزرگسالی با یکدیگر ملاقات می کنند، هر یک با یکدیگر اشتباه می شوند و درگیر یکدیگر می شوند.
تام و جری رابین، دختر یتیمی را که برای فرار از عمه شیطانی خود از خانه فرار می کند، متقاعد می کنند که برگردد و او را همراهی کند. بعداً آنها به راز بزرگی دست می یابند که عمه رابین از او پنهان کرده است.
شش دوست سابق کالج، با دو دوست جدید، پس از ده سال، برای یک گردهمایی آخر هفته در شب سال نو در یک خانه بزرگ حومهای انگلیسی گرد هم میآیند تا خاطرات خوبی را که اکنون مدتهاست گذشته است، مرور کنند.
جک الیوت که زمانی یک بازیکن بزرگ بیسبال بود، مجبور میشود در ژاپن بازی کند، جایی که روشهای خودپسندانه و خودخواهانه او باعث ایجاد اصطکاک با هم تیمیها و دوستان جدیدش میشود.
جورج کوفس، 21 ساله، یک دوست دختر باردار را ترک می کند. او به ملاقات برادرش براد می رود تا از او پول بیاورد. شلیک براد و جورج قاتل را در SFPD شناسایی می کند اما فایده ای نداشت. او وارث منطقه گشتی براد است. نگه می دارد تا قاتل را بگیرد.
تامی رایلی با پدرش از یک "مکان خوب" به شیکاگو نقل مکان کرده است. خودش را نگه می دارد، به مدرسه می رود. با این حال، پس از یک درگیری خیابانی مورد توجه قرار می گیرد و به سرعت وارد دنیای بوکس غیرقانونی زیرزمینی می شود - جایی که مشت می تواند ...
الیان کامیل را که والدین ویتنامی با هم دوست بودند به فرزندی قبول می کند. در سال 1930، یک افسر نیروی دریایی فرانسوی به Eliane (مالک مزارع 60 کیلومتر مربع) و بعداً در Camille علاقه مند شد. یک قیام در ویتنام علیه قدرت استعماری فرانسه وجود دارد.
یک روزنامهنگار و پسرش به نبراسکا سفر میکنند تا در شهر مرموز گاتلین تحقیق کنند، جایی که، بدون اطلاع آنها، فرقهای قاتل از کودکان هنوز در مزارع ذرت منتظر هستند.