زمانی که روی کلایتون، مامور افبیآی، تحقیقات درباره یک توطئه بینالمللی خطرناک را رهبری میکند، به نظر میرسد همه سرنخها به افسر سابق عملیات ویژه ایالات متحده، سمیر هورن، بازمیگردد.
فرانک مارتین مجبور می شود والنتینا، دختر ربوده شده یک مقام دولتی اوکراین را از مارسی به اودسا در دریای سیاه تحویل دهد. در مسیر، او باید با اراذل و اوباشی که می خواهند غذای امن والنتینا را رهگیری کنند، مبارزه کند...
مارتین به تری پیشنهاد می کند که در یک بانک بی عاقل در خیابان بیکر لندن پیشی بگیرد. او اتاقی پر از صندوق های امانات به ارزش میلیون ها پول نقد و جواهرات همراه با گنجینه ای از اسرار کثیف را هدف قرار می دهد.
با پایان یافتن جنگ 25 ساله بین روسیه و سوئد، دو برادر که بخشی از تلاش برای ترسیم توافقات مرزی جدید هستند، با اقدامات خود و بدرفتاری آنها با یک زن جوان در طول سفرشان از بین می روند.
خانواده آشفته ویلارد با بیماری، اندوه و تبعید غریبه نیستند، اما زمانی که مادرشان نیاز به پیوند مغز استخوان دارد، این قبیله جدا شده درست در زمان کریسمس دوباره گرد هم می آیند.
برای نسلها، مردم شهر Ember در دنیای شگفتانگیز چراغهای درخشان شکوفا شدهاند. اما ژنراتور قدرتمند Ember در حال از کار افتادن است و لامپ های بزرگی که شهر را روشن می کنند شروع به سوسو زدن می کنند.
تروی و گابریلا به عنوان سالمندان دبیرستان، با این ایده که با نزدیک شدن به دانشگاه از یکدیگر جدا شوند، دست و پنجه نرم می کنند. همراه با بقیه گربههای وحشی، آنها یک موزیکال بهاری را به روی صحنه میبرند تا تجربیات خود را بیان کنند، امیدوارند...
زنی برای باج گیری ربوده می شود و به یک کلبه روستایی انگلیسی آورده می شود. دیوید و دو سرسپردنش متوجه میشوند که نگرانیهای بیشتری نسبت به رئیس جنایتکارش دارند.
هنری پول به خانهای در محله قدیمیاش نقل مکان میکند تا روزهای باقیماندهاش را تنها بگذراند. کشف یک معجزه توسط یک همسایه فضول، تنهایی او را می شکند و ایمان او را به زندگی باز می گرداند.