در حالی که همه در یک سفر اسکی شرکتی دور هستند، همسایه رابرت دو دزد بیکار را استخدام می کند تا آخرین اختراع او را بدزدند. سگ های محله از اختراعات رابرت برای راه اندازی خانه ای از وحشت برای دزدان استفاده خواهند کرد.
یک مددکار اجتماعی که برای مراقبت از دختر یک مادر مجرد گماشته شده است، زمانی که پدر از زندان بازمیگردد، مداخله میکند و آنها را به یک زندگی جنایتکارانه میکشاند.
هنگامی که یک تاجر ثروتمند برای یافتن برادر گمشدهاش دنباله رو میرود، او با سر به زیر دنیای زیرزمینی پیچیدهای متشکل از زاغهنشینان و ولگردها میرود که تهدید میکند خانوادهاش را در حالی که او برای حفظ سلامت عقلش تلاش میکند از هم بپاشد.
1987. Denver, Co. یک شب دیوانه وار در زندگی چهار دوست که از مرگ ناگهانی گروه بریتانیایی نمادین اسمیتز در میآیند، در حالی که امواج رادیویی محلی توسط یکی از طرفداران پرشور اسمیت با تهدید اسلحه ربوده میشوند.
یک بیمارستان کهنه سربازان توسط تروریست ها گرفته می شود در حالی که جیسون، کهنه سربازی با PTSD، در حال کوچک شدن است. دختر، همسرش، یک ژنرال از ستاد مشترک و دیگران آنجا هستند. جیسون تنها امید آنهاست.
دو خواهر و برادر هنگام بازدید از قبر پدرشان در حومه شهر مورد حمله یک زامبی قرار می گیرند. باربارا به یک خانه مزرعه فرار می کند. وقتی زامبی های بیشتری به بیرون می رسند، مردی کمک می کند تا خانه را سد کند.