یک ارباب پست موجودات افسانه ای را به باتلاق غول پیکر بداخلاق تبعید می کند، که باید به جستجو برود و شاهزاده خانمی را برای ارباب نجات دهد تا سرزمینش را پس بگیرد.
مردی که در جنگ علیه بیگانگان میجنگد، باید هر بار که میمیرد، همان روز را دوباره زنده کند تا اینکه بتواند با کمک یک سرباز نخبه راهی برای متوقف کردن منبع انرژی آنها پیدا کند.
بتمن توسط لکس لوتر دستکاری می شود تا از سوپرمن بترسد. وجود سوپرمن در عین حال جهان را از هم جدا می کند و او برای قتل در طول یک بحران بین المللی قاب می شود. قهرمانان با هم برخورد می کنند و زن شگفت انگیز بی طرف را مجبور می کنند تا دوباره ظاهر شود.
الن ریپلی چندین دهه پس از زنده ماندن از حادثه نوسترومو برای برقراری ارتباط مجدد با یک مستعمره زمینساز فرستاده میشود، اما متوجه میشود که در حال مبارزه با ملکه بیگانه و فرزندانش است.
جک اسپارو برای بازیابی قلب دیوی جونز برای جلوگیری از بردگی روح او به خدمت جونز تلاش می کند، زیرا دوستان و دشمنان دیگر نیز به دنبال قلب برای برنامه خود هستند.
یک کودک بیگانه از دنیای در حال مرگ خود تخلیه می شود و به زمین فرستاده می شود تا در میان انسان ها زندگی کند. صلح او زمانی که سایر بازماندگان سیاره زادگاهش به زمین حمله می کنند به خطر می افتد.
در سال 1938، پس از ناپدید شدن پدرش در حالی که به دنبال جام مقدس بود، ایندیانا جونز دوباره خود را در برابر نازیها مییابد تا آنها را از دستیابی به قدرت آن بازدارد.
پس از اینکه رایلی جوان از زندگی غرب میانهاش ریشه کن میشود و به سانفرانسیسکو نقل مکان میکند، احساسات او، شادی، ترس، خشم، انزجار، و غم، در مورد بهترین نحوه هدایت در یک شهر، خانه و مدرسه جدید با هم اختلاف دارند.
ثور که در سیاره ساکار زندانی شده است، باید با زمان مسابقه دهد تا به آسگارد بازگردد و راگناروک، نابودی جهانش را به دست تبهکار قدرتمند و بی رحم هلا، متوقف کند.
یک کلاهبرداری جوایز خیانتکار به دو مرد می پیوندد که در یک اتحاد ناآرام علیه نفر سوم در مسابقه ای برای یافتن ثروتی از طلا دفن شده در گورستانی دور افتاده.