یک معلم علوم به تنهایی در یک سفینه فضایی از خواب بیدار می شود. با بازگشت حافظه اش، او ماموریتی را برای متوقف کردن یک ماده مرموز که خورشید زمین را می کشد کشف می کند و دوستی غیرمنتظره ممکن است کلید اصلی آن باشد.
هنگامی که زمین در آینده غیرقابل سکونت می شود، یک کشاورز و خلبان سابق ناسا به نام جوزف کوپر، وظیفه هدایت یک فضاپیما را به همراه تیمی از محققان برای یافتن یک سیاره جدید برای انسان ها بر عهده می گیرد.
پسر پوزیدون و دوستانش برای بازگرداندن پناهگاه امن خود در حال مرگ، برای یافتن پشم طلایی افسانهای به دریای هیولاها سفر میکنند و در تمام این مدت تلاش میکنند از ظهور یک شیطان باستانی جلوگیری کنند.
هنگامی که اتوبوس انتقال آنها در جنگلی در ویرجینیای غربی تصادف می کند، گروهی از محکومان و یک افسر اصلاحات با قایق سواری ملاقات می کنند که در حال فرار از تپه های آدمخواری است که دوستانش را به قتل رسانده اند.
هنگامی که یک کارمند و رئیس طاقتفرسا او در جزیرهای متروک گیر میافتند، تنها بازماندههای یک سانحه هوایی، آنها باید بر نارضایتیهای گذشته غلبه کنند و برای زنده ماندن آن تلاش کنند.
سوفی به ورونا سفر میکند و در آنجا نامهای قدیمی بیپاسخ را پیدا میکند که در آن از او مشاوره عاشقانه میخواهد. او به آن پاسخ می دهد و هنگامی که گیرنده به همراه نوه بدخلقش ظاهر می شود، آنها برای یافتن عشق قدیمی از دست رفته در حالی که جوانی می بیند حرکت می کنند...
داستان خواهر و برادر، کیت و تدی پیرس، که برنامه شب کریسمس آنها برای گرفتن بابانوئل جلوی دوربین، به سفری غیرمنتظره تبدیل میشود که بیشتر بچهها فقط میتوانند در مورد آن رویا داشته باشند.