پرنسس مریدا که مصمم است مسیر زندگی خود را بسازد، از یک رسم که هرج و مرج را به پادشاهی او می آورد، سرپیچی می کند. مریدا با توجه به یک آرزو، باید به شجاعت و مهارت های تیراندازی خود برای خنثی کردن یک نفرین وحشیانه تکیه کند.
یک تیم تحقیقاتی به جزیره پارک ژوراسیک سایت B فرستاده می شود تا دایناسورها را در آنجا مطالعه کنند، در حالی که یک تیم InGen با دستور کار دیگری نزدیک می شود.
در حالی که به دنبال درمان خود از یک نفرین است، جنگجوی جوان آشیتاکا به درگیری بین مردم شهر آهن و پرنسس مونونوکه، دختری که توسط گرگ ها بزرگ شده است، برخورد می کند و برای جلوگیری از نابودی او دست از کار نمی کشد...
پدربزرگ پسری که در بستر بیماری است، داستان پسری کشاورز که تبدیل به دزد دریایی شده است را برای او می خواند که در تلاش برای پیوستن به عشق واقعی خود با موانع، دشمنان و متحدان متعددی روبرو می شود.
جیمز باند خدمت فعال را ترک کرد. زمانی که فلیکس لیتر، یک دوست قدیمی از سیا، به دنبال کمک میآید، صلح او کوتاهمدت میماند و باند را به دنبال یک شرور مرموز میبرد که مجهز به فناوری جدید خطرناک است.
وقتی گای، یک عابر بانک، متوجه میشود که او یک شخصیت غیربازیکن در یک بازی ویدیویی تشنه به خون و جهان باز است، به قهرمان داستان تبدیل میشود و مسئولیت نجات دنیا را بر عهده میگیرد.