در اواخر دهه 1700 کره، لیدی چو، لرد جو وون، پلی بوی را به چالش می کشد تا صیغه باکره جوان شوهرش را اغوا کند و با او بخوابد و موافقت می کند که در صورت موفقیت با او بخوابد.
ژوزف به ملاقات پدر در حال مرگش در یک آسایشگاه روانی دور افتاده می رود، جایی که به نظر می رسد زمان خود وجود ندارد و مرز بین رویاها و خاطرات غیر قابل تشخیص می شود.
داستان در ونیز ایتالیایی پس از جنگ جهانی دوم، سرهنگ جنگ زده ارتش ایالات متحده، ریچارد کانتول یک قهرمان واقعی است که با اخبار بیماری خود با بی تفاوتی روبرو می شود.
در طول یک تابستان طاقت فرسا، یک کارآگاه قتل تازه کار در حالی که تلاش می کند تپانچه کلت دزدیده شده خود را ردیابی کند، از یک همکار کارکشته مشاوره می خواهد.